تبليغاتX
بیا بخون، برو فکر کن، به همین سادگی.
تاریخ باستان و ماورا طبیعه
سال 2012 و تغییرات احتمالی ،

پیشگویی های باستانی در باره سال 2012 ،

پیشگویی های ادیان الهی در مورد آخر الزمان ،

علائم ظهور منجی در ادیان و فرهنگهای مختلف ،

اعلام آماده باش اساتید معنوی به رهروان خود برای آمادگی برای شروع تحولات فیزیکی و متافیزیکی ،

تلاش فرقه های مختلف ادیان در راستای ایجاد شرایط ظهور منجی ،

...

میخوام به زودی یه مقاله داغ که حاصله دو سال و اندی مطالعه در این موضوعات هست و رو وبلاگ بذارم ، من تو این مقاله میخوام ارتباطه همه موضوعاته بالا رو با هم بگم به اضافه یه سری نظریات خودم در مورد نزدیکبودن ظهوره منجی ،

تنها مشکل اینه که مطالبم پخش و پلاست و تئوریام هم تو مغزمه ولی مطمئنا تا یک ماهه دیگه آماده میشه.

منتظر باشید...

+ نوشته شده در  دوشنبه 8 شهریور1389ساعت 19:6  توسط امین مرادی  | 

 آيا ما انسانها محكوم به زندگي كردن هستيم ؟؟

هدف از خلقت، واقعاً چيست ؟؟

آيا مرگ پايان همه چيز است ؟؟

آيا واقعاً روح و دنياي ماوراء وجود دارد ؟؟

آيا...؟؟ .1-بهشتي که خداوند در قرآن کريم وعده داده است ، کجاست ؟

پاسخ (( همانا آخرين جهان و آخرين مأواست ، يعني : حق)). .

 

آيا اينکه بعضي افراد ادعا مي کنن ارواح را مي بينند صحت دارد ؟ 2-

پاسخ (( مشاهده ي يک روح به صورت تجسدي بدون حضور مديوم تجسدي توهمي است که روح به وجود مي آورد و در واقع خود روح نيست ؛ بلکه در ذهن افراد تصوير سازي مي کند . اين تصوير را روح به ذهن فرد متبادر مي کند و فرد در واقع دچار توهم نيست ، بلکه روح را به صورت ذهني مي بيند . ))

آيا ارواح پس از ترک جسم فيزيکي به آن جسد سر مي زنند ؟ 3-

پاسخ (( بعضي ارواح زياد از جسم خود دور نمي شوند ؛ يعني گاهي به آن سر مي زنند

چرا ارواح با زميني ها تماس مي گيرند ؟ 4-

پاسخ: (( به علت اينکه ارواح بعضي اوقات مي خواهند زميني را از موضوع يا خطري آگاه کنند و يا حتي آنان را راهنمايي و آنان را بيشتر آگاه کنند . همچنين در اصل نيروي اِک ( حق ) است که اين گونه ارتباطات را برقرار مي سازد و اطلاعاتي را که بايد به اين گونه انسانها داده شود ، منتقل مي کند . ))

 

آيا در کرات ديگر ، موجوداتي همچون ما انسانها وجود دارند ؟ 5-

پاسخ (( بله در کره ي اگزول که با کره ي زمين فاصله اي بسيار زياد دارد و در کهکشاني ديگر است ، انسانهايي وجود دارند که از داشتن گوش و لب محرومند و به کمک تله پاتي حرف مي زنند و درست شبيه ما هستند و ازدواج مي کنند و بچه دار هم مي شوند.))

 

6-آيا تمامي ارتباطاتي که به نام ارواح مختلف صورت مي پذيرد ، به دست همان ارواحي برقرار شده که خود را به آن نام خاص معرفي مي نمايند ؟

پاسخ (( خير . بعضي ارتباطات به ارواحي مربوط مي شود که شما مي شناسيدشان و به نام افرادی دیگر در جلسه حاضر می شوند و ارتباط برقرار می کنند . ))

منظور این است که در بعضی جلسات ارتباط روحی ، به علت وجود افراد بدگمان یا کسانی که می ترسند و یا اصولاً به وجود روح اعتقاد ندارند ؛ و یا به علت وجود امواج منفی که گاهی بیش از امواج مثبت است ، در ارتباط خللی ایجاد می گردد و در نتیجه ارواحی دیگر ارتباط برقرار می نمایند . اطلاعاتی که این دسته ارواح می دهند اغلب نادرست است و آنان از افکار و ذهن حاضران در جلسه استفاده می کنند و خود را وابستگان ایشان معرفی می نمایند . البته تشخیص درستی ارتباطات به دانش روحی برگزار کننده ی جلسه بستگی دارد .

 

شما ما انسانها را چگونه می بینند ؟ 7-

پاسخ (( انسانها برای ارواح پشت و رو ندارند . ارواح آنان را به صورت سایه می بینند))

 

تفاوت ارواح نیک و شرور چیست ؟ 8-

پاسخ (( ارواح نیک نور هستند و ارواح شرور تاریکی . در واقع نه ما وجود مادی داریم نه ارواح شرور . ما فقط به صورت نور یا انرژی هستیم و آنان به صورت تاریکی . به معنای محبت و نزدیکی به خداوند و تاریکی به معنای غفلت و دوری از خدای متعال))

 

چرا شما قصد دارید از طریق مدیوها کتاب بنویسید ؟ 9-

پاسخ (( منبع آن خداست ، که این نیرو را به ما می دهد . همه ی ارواح برای مدتی این انرژی شفابخش را به دست می آورند))

 

10-آیا ارواح در القای دانشی که به اختراعات واکتشافات و غیره منجر میشود دخالت دارند ؟

- (( هر چه در این جهان به ارواح یا دانشمندان گفته می شود ، همه را از طریق تله پاتی می گوییم تا بتوانیم شما را روشن کنیم و تمام اینها باز می گردد به راهنمایی شما به دست ما ارواح))

منظور این است که هر چه بیشتر بشر برای کسب دانش الهی آماده تر شود ، به همان نسبت این دانش را ارواح در گوشه و کنار جهان به افراد و دانشمندان و نویسندگان القا می کنند و همین باعث کشف و شهود و تجلی و انعکاس دانش الهی از جهان اثیری به جهان فیزیکی می گردد و در جهان مادی ، به صورت اختراعات و اکتشافات دانشمندان انعکاس می یابد و ما همواره تحت القائات ارواح گوناگون هستیم ولی انتخاب راه خیر و شر با خود ماست .

 

پاسخ: آیا امکان پذیر هست که افرادی از جهان مادی به جهان خلقت برده می شوند ؟11

- (( بله ، البته کسانی که قلبی پاک داشته باشند و خداوند اجازه ای بردن آنان را بدهد . البته اینان همان کسانی هستند که این جهانها را با چشم دل می نگرند . همچنین کسانی که : الف ) روح تجسد یافته ی متعالی هستند ، ب ) عشق و محبت در وجود ایشان بسیار است ، ج ) حق را درک کرده اند و غیره . )

 

آیا خراب بودن هوا بر ارتباط با ارواح تدثیر می گذارد ؟12-

پاسخ (( بله ، رابطه ای مستقیم دارد زیرا ما ارواح نمی توانیم در هر هوایی به سطح کره ی زمین نزدیک شویم . همان طور که می دانید چون ارواح نور هستند در تشعشات نور خورشید یعنی در هوای آفتابی دیده نمی شوند ، ولی در هوای بارانی دیده می شوند و این باعث ترس مردم می شود و به همین علت ، خداوندی که بندگانش را دوست می دارد به ما اجازه نمی دهد به سطح زمین بیاییم . همچنین مواد سیال نمی تواند در برف و باران سیال بماند و در هوا معلق گردد ، در نتیجه سنگین می شود و ما در این هوا دیده می شویم ، البته به صورت ذرات نورانی))

البته این موضوع در مورد ارواح نیک و متعالی صدق می کند . معمولاً در جلساتی که در هوای بارانی به هنگام رعد و برق تشکیل می شوند ، ارواحی ارتباط برقرار می کنند که در سطح زمین هستند و اغلب گفته های آنان نادرست است .

 

اگر در روی زمین انرژی ارواح تمام شود چه بر ایشان رخ می دهد ؟13-

پاسخ (( ما قبل از آنکه انرژمی مان تمام شود بر می گردیم هیچ گاه روحی بدون انرژی روی کره ی زمین نمی ماند)) .

 

فاصله ی کره ی زمین ( جهان مادی ) با جهان خلقت چقدر است ؟ 14-

پاسخ (( خیلی بیشتر از آنچه بتوانیم آن را روی کاغذ بیاوریم آیا شما آخر فضا و کیهان را می شناسید ؟ بنابراین انتهایی وجود ندارد و در اصل این جهان جزئی از جهان خلقت است))

 

آیا افراد عادی می توانند هاله های انسانها را ببینند ؟ چگونه ؟ 15-

پاسخ (( هر کسی می تواند هاله های خود و دیگران را ببیند . البته اگر تمرکز کنند و یا اینکه به اتاقی تاریک بروند و یک نفر به دیگری نگاه کند . اگر به نقطه ای خیره شود و تمرکز کند ، حتماً هاله های دیگری را خواهد دید . و این دیدن هاله ها بر اثر مرور زمان بسرعت و همراه با رنگ ، در روشنایی نیز اتفاق می افتد))

 

تمرکز یعنی چه و افراد چگونه می توانند تمرکز کنند ؟ 16-

پاسخ (( تمرکز یعنی اینکه انسان ذهنش را از هرگونه فکر و خیال خام پاک کند و تنها درباره ی آن چیزی که می خواهد انجام دهد یعنی تمرکز فکر کند . تمرکز هنگامی صورت می گیرد که فرد ، انرژی های منفی را بیرون راند و انرژیهای مثبت را بگیرد و همچنین فکر خود را خالی از هرگونه تخیلات کند . می توان ساعتها به نقطه ای سیاه نگاه کرد که دیدن آن نقطه به علت اینکه ریز است ، تمرکز را افزایش می دهد و فرد می تواند از تمرکز خود نتایجی مثبت در هر زمینه کسب کند)) .

 

آیا ارواح از اینکه می توانند با زمینی ها تماس برقرار نمایند ، خوشحال می شوند ؟ 17

پاسخ(( بله ، زیرا آنان تا مدتها دلبستگی شدیدی به زندگی زمینی و بازماندگان خویش دارند . البته شاید بعضی ارواح از این ارتباطات خشنود نباشند و فقط به این دلیل خوشحال باشند که برای راهنمایی انسانها می آیند ، نه چیز دیگر))

 

آیا جامدات روح دارند ؟ 18

پاسخ (( جامدات روح دارند ، ولی درک ندارند . شاید ما انسانها یک تکه گچ را فاقد روح بدانیم چون ما روح آن را حس نمی کنیم زیرا درک ندارد ، در صورتی که ما انسانها هم زمانی در جسمی همانند آن تجسد یافته بودیم و جامدات هم آمده اند تا تکامل یابند))

معیار طبقه بندی ارواح در جهان خلقت چیست ؟ 19

پاسخ (( معیار طبقه بندی این است که هر کسی که کار نیک ، رفتار پسندیده و کار شایسته ای در جهان مادی انجام دهد ، درجه اش بسیار بالاتز فردی است که نماز می خواند ولی بدون آنکه بداند چرا ؟))!

 

20-آیا ارواح ادیان مختلف و یا مردم یک شهر یا کشور ، در جهان خلقت در یک مدار خاص قرار می گیرند ؟

پاسخ(( خیر ، همان طور که انسانها با زبانها و فرقه های متفاوت بر روی کره ی زمین قرار دارند ، ارواح هم همگی از هر دینی که باشند ، باز هم همان طور طبقه بندی خواهند شد . یعنی اینکه کسی که مثلاً مسیحی یا زرتشتی و یا حتی مسلمان است ، اگر بداند برای چه زندگی می کند و به دنیای پس از مرگ معتقد باشد و به خداوند متعال و وجود او ایمان داشته باشد ، همانند بقیه خواهد بود . همان طور که خداوند در بخشی از آیه الکرسی می فرماید : در دین هیچ اجباری نیست ، هدایت از گمراهی مشخص شده است))

 

21-آیا ارواح در کشورهای مختلف به نسبت عقایدشان به شکلهای گوناگون تماس می گیرند ؟

پاسخ (( خیر ؟ شما انسانها هستید که به طرق مختلف می خواهید با ما ارتباط برقرار کنید مثلاً مسلمانان با خواندن فاتحه ای از خداوند برای آمدن یک روح نیک درخواست می کنند و در فرقه ای های دیگر فقط با قلبی پاک و یا با تمام وجود خواستن ، ارتباط برقرار می کنند . البته هیچ فرقی نمی کند)) .

 

آیا غیر از جهان مادی جهان دیگری وجود دارد ؟22-

پاسخ (( بله ، جهانی با نام زیبای جهان خلقت))

 

23-آیا جهان مادی با انفجار بزرگ ( مهبانگ ) به مرحله ی تشکیل کهکشانها و سیارات رسیده است؟

پاسخ (( تمام جهان خیر. نیمی از جهان ، یعنی فضا و کیهان و ماورا که همگی یکی هستند از همان اول وجود داشته است ولی خورشیدها و سیارات و ستارگان و غیره با انفجاری بزرگ پدید آمده اند . یک چیز را به یاد داشته باشید که هر چیزی که در جهان وجود دارد ، از سیاره ای بسیار کامل گرفته تا شهابی که بتازگی به صورت سیاره ای سیال به حرکت درآمده است ، همگی دارای نظمی معین و مشخص می باشند)) 24-آیا در خارج از منظومه ی شمسی سیاره ای شبیه کره ی زمین وجود دارد که در آن حیات وجود داشته باشد ؟

پاسخ (( شبیه زمین بله ، ولی انسانهایی که درون آن زندگی می کنند تقریباً شبیه انسانهای کره ی شما هستند . با این تفاوت که آنان فقط چشم دارند و برای صحبت کردن هم از نیروهای تله پاتی استفاده می کنند))

 

لطفاً در مورد آسمان و فضای لایتناهی ، توضیح دهید که چیست ؟ 25-

پاسخ(( آسمان همان است که شما انسانها هم آن را می بینید . فضا محلی است که ارواح آن را ماورا می نامند و از آنجا که انرژی کسب می کنند و فضای لایتناهی ، فضایی است که شما انسانها نمی توانید به آن وارد شوید ، مگر اینکه به صورت مواد سیال باشید و یا به صورت نور ( انرژی)

 

آیا پایانی برای جهان وجود دارد ؟ 26-

پاسخ (( خیر ، چون خداوند نابود نمی شود ، پس جهان هم پایدار خواهد بود . البته ممکن است در آن تغییراتی به وجود آید ولی مسلماً نابود نخواهد شد))

 

آیا در این فضای بیکران موجودات متفکر دیگری هم شبیه انسان وجود دارد ؟27-

پاسخ (( شبیه ، شبیه انسان خیر . تقریباً شبیه او متفکری که به دنبال علم باشد ، خیر وجود ندارد . فقط انسانهای تله پاتی هستند که متفکرند))

کره ی زمین چگونه به وجود آمد ؟ 28-

پاسخ (( کره ی زمین ابتدا گوی آتشینی بود که از خورشید جدا و سپس به صورت توپی پرتاب شد و در قسمتی از فضا سکنی گزید و سپس بمرور زمان و بتدریج سرد شد و آبها و درختان و پستی ها و بلندی ها پدید آمد))

 

آیا موجودات تله پاتی به وجود خداوند پی برده اند ؟29-

پاسخ (( خیر . مثلاً انسانهایی که در کرات دیگر وجود دارند ، هنوز نه نیروهای خود را کشف کرده اند و نه حق را درک کرده اند . بنابراین تله پاتی هیچ گونه ارتباطی با شناخت حق ندارد)) .آیا قبل از بشر فعلی بر کره ی زمین موجودات متفکر یا شبیه انسان می زیسته اند ؟ 30

پاسخ: (( متفکر ، خیر . شبیه انسان هم ، خیر))

 

31-لطفاً در مورد موجودات بزرگی که در گذشته آنها را خدایان می نامیدند و قدرتی فوق العاده داشته اند ، توضیح دهید .

پاسخ (( آنها همان ارواح نیک بودند که مقام بسیار بالایی داشتند و اجازه ی استفاده از نیروی کامل خویش را یافته بودند و آن قدر نیرو از خداوند متعال گرفته بودند که به آنها ارابه ی خدایان گفته شده است . خداوند وقتی دید که آنها در همه کارهای بندگان بیش از حد دخالت می کنند و بندگان دیگر او از این مسأله رنج می برند ، نیروهای خود را از آنها گرفت و نیرویی بسیار ضعیف برایشان باقی گذارد . مثلاً خدایان قدیم انرژی لازم را در خود داشتند ولی ما ارواح نیک باید آنها را از کیهان بگیریم)) .

 

32-آیا درست است که این نیروی خدایی از خدایان گرفته و در جایی مثل ذهن انسان پنهان شده است ؟

پاسخ (( بله ، در جایی پنهان شده که خود انسان هم نمی داند و این نیروها در اعماق وجود او قرار دارند و فقط هنگامی پدیدارمی گردند که خود انسان هم تلاش کند تا این نیروهای خفته ی درون خویش را بیدار سازد و بخواهد از آنها به نحو احسن استفاده کند

 

از چه زمانی ارواح نیک به صورت خدایان بر روی زمین می زیستند ؟ 33-

پاسخ (( ارواح خدایان از زمانی که به انسانها یاد داده شد که خدایی وجود دارد و جهانی دیگر هست خود را بر روی زمین حس کردند و تا هنگامی که انسانها را اذیت و آزار کردند و بالاخره خداوند دستور داد که این نیروها از آنها گرفته شود ، بر روی کره ی زمین می زیستند))

 

آیا انسان ، شکل تکامل یافته ی موجودی دیگر است یا مستقلاً خلق شد ؟ 34-

پاسخ (( خداوند می گوید : ما انسان را از خاک خلق کردیم و به او قدرت تفکر و نیروی فکر و اندیشه را آموختیم)) .

آیا بیماران صرعی مدیوم هستند ؟ 35-

پاسخ(( بله ، مدیوم های بسیار قوی هستند که می توانند هم گفتاری ، هم کتابتی و هم تجسدی باشند)) .

 

آیا کمک و راهنمایی کردن دیگران عمل خوبی است و کارما دارد ؟ 36-

پاسخ (( کمک به افراد کار خوبی است اما اگر 1- فرد بخواهد 2- بتوان به او کمک کرد 3- وضع به شکلی نباشد که فرد خود را از قبل شکست خورده بداند در نتیجه کارما نیز نخواهد داشت))

منظور شما از خدایان چیست ؟ 37-

پاسخ (( منظور کسانی هستند که مردم به جای خداوند بزرگ و رحیم آنها را می پرستیدند ، همانند بتها ، خورشید ، ماه و)) ...

 

پدیده ی سالم ماندن بعضی از اجساد به چه علت است ؟ 38-

پاسخ (( روح بعضی از از اجساد تمایل به خارج شدن ندارد و یا اینکه دوست دارد که در کنار جسدش بماند . بنابراین چنین اجسادی ممکن است که حتی پس از قرنها باز هم کمی سالم بماند . همچنین به علت اینکه فرد روحی متعالی داشته و از نیرو و انرژیهای خویش استفاده ی بسیار نموده است ، جسدش نیز دارای انرژی می باشد و همین انرژی است که موجب بقای جسد است))

39-مثلث برمودا چیست و چه نیروهایی سبب غیب شدن هواپیماها و کشتی های در آن منطقه می شود ؟

پاسخ (( مثلث برمودا حفره ای است به شکل مثلث درون اقیانوس که در این مثلث نیروی کششی بسیار عجیبی وجود دارد همه ی اجسام را به سمت خود می کشاند و در خود حفظ می کند . درون این حفره پر از امواج مثبت انرژیها و نیروهای متعددی که اگر چیزی که انرژی منفی دارد به آنجا برود ، جذب نخواهد شد و خنثی می گردد و بر روی آب خواهد ماند و اگر مثبت باشد ، جذب می شود و از بین می رود . در مورد انرژی هواپیما نیز چنین است . نیروی مغناطیسی ، هواپیماها را جذب می کند و همین طور خیلی چیزهای دیگر را به طرف خود می کشاند . آن مثلث در اصل کانون نیرویی است که نیمی از آن از کرات دیگر آمده و نیمی دیگر از آن ، از ماورا و کیهان بر سطح زمین فرود آمده است . چون نیرو و انرژی کیهان بسیار زیاد و قدرتمند و کشش آن هم زیاد است ، بنابراین همه ی این نیروها با یکدیگر نیروی عجیب و خارق العاده ای به وجود می آورند که به صورت الکتروسوانیس یا همان نیروی کششی مثبت است))

 

چرا قاره ی آتلانتیس به زیر آب فرو رفت ؟ 40-

پاسخ(( زیرا آن قاره ، قاره ای بود بسیار زیبا و باشکوه و مردم و حیوانات همگی در صلح و آرامش بودند . از هنگامی که مزردمی بسیار خودخوا و سودجو در میان آنان پدیدار شدند و قصد سوء استفاده داشتند ، خداوند آنان را به قعر اقیانوسها برد . البته آب شدن برفهای قطب و در نتیجه بالا آمدن آب دریاها نیز در این امر دخیل بوده است . همچنین قاره ی آتلانتیس انرژیها و افکار مثبت داشت که با یک انرژی کوچک منفی آسیب می دید و از بین می رفت و علت آن بیشتر همین بوده است))

41-آیا آمدن سفینه از کرات دیگر بر روی زمین واقعیت دارد ؟ اگر چنین است آنها برای چه کاری می آیند ؟

پاسخ(( بله ، واقعیت دارد . همان طور که انسانهای کره ی زمین می خواهند بفهمند و کنجکاو هستند که در کرات دیگر چه می گذرد ، آنها نیز کنجکاو این مسأله می باشند .

42-چرا خداوند انسانها را بر روی کره ی زمین آفرید و بر روی کره ای بزرگتر یا کوچکتر خلق نکرد ؟

پاسخ (( زیرا کره ی زمین دارای آب و هوای بهتری می باشد و اندازه ی آن نیز بنابر نیروی اِک تنظیم گردیده است و هیچ نیرویی نیست که در مقابل نیروی اِک ( حق ) مقاومت کند که بخواهد زمین را نابود کند ، مگر خود حق))

43-شکل گیری حیات در کرات و کهکشانها و همچنین نابودی آنها چگونه صورت می گیرد ؟

پاسخ (( ابتدا به مرور زمان کراتی که نزدیک خورشید هستنمد ، دارای حیات می گردند ، و پس از گذشت چندین میلیون سال ، آن کره گرم می شود و جای خود را به کره سرد بعد از خود می دهد . این عمل تا آخرین کره ادامه دارد و در آخر هم این کهکشان نابود می شود))

 

آیا نیروی حس ششم در افراد وجود دارد ؟ 44

پاسخ (( حس ششم در همه ی انسانها وجود دارد ولی بعضی از آن استفاده ی صحیح و برخی استفاده ی نادرست می کنند و بعضی افراد هم از این نیرو استفاده نمی کنند . این حس پس از تمام حواس پنجگانه می باشد که به آن حس پیش بینی و روشن بینی یا چشم سوم می گویند)) رویا دیدن با خواب چه تفاوتی دارد ؟ 45-

پاسخ (( رویا هنگامی است که انسان در حال نشستن و یا دراز کشیدن به آن فرو می رود و آن قدر افکارش گسترش می یابد که متوجه هیچ چیز در اطرافش نیست . ولی در خواب ، همان گونه که از مفهومش که از مفهومش پیداست ، انسان می خوابد و جسم اثیری اش خارج می شود ، اما در رویا جسم اثیری خارج نمی شود و فقط افکار گسترش پیدا می کند و در کیهان به سفر می پردازد)) .

 

آیا گیاه و جسم هم روح دارند ؟ 46-

پاسخ(( بله ، جسم اثیری هم دارند . )) ممکن است صخره و یا کوه در دوری جمادیت روح داشته باشند ولی هیچ گاه جسم اثیری ندارند ولی عقل و آگاهی دارند . ))

 

چه کسانی روح نگهبان خود هستند ؟ 47-

پاسخ (( کسانی که با تکامل روحی و همچنین طی دوره های متوالی زیاد هاله های اطرافشان بیش از بقیه ی انسانها شده و آن افراد کسانی هستند که قلبشان نیز پاک است و ظاهر و باطنشان یکی است))

 

48-شرایط افرادی که می خواهند در یک جلسه ی ارتباط با ارواح شرکت کنند چیست ؟

پاسخ (( کسانی که می خواهید برای شرکت در جلسات انتخاب کنید ، باید سرایط زیر را دارا باشند :

ترسو نباشند . 1-

بیمار نباشند 2-

به عالم پس از مرگ و وجود روح اعتقاد قلبی داشته باشند . 3

کاملاً ایمان داشته باشند و در برخورد با ارواح خیلی آرام و خونسرد باشند 4.

شوخ طبع نباشند و سکوت را مراعات کنند 5-

6-درکل امواج منفی درمحیط نباشد چون امواج منفی باعث اختلال در فرکانس ارتعاشات ما میگردد)).

49-آیا می شود در زمان سفر کرد ؟ آیا بشر می تواند دستگاهی بسازد که بتواند با آن در زمان سفر کند ؟

پاسخ(( الان شما این دستگاه را ساخته اید . دستگاهی به نام هیپنوتیزم . چه چیزی بهتر و کاملتر از آن ؟ بله ، هیپنوتیزم همان سفر در زمان است که می توان با آن هم به گذشته و هم به آینده سفر کرد)).

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 18 آذر1388ساعت 15:33  توسط امین مرادی  | 



در نظريه‌ي « زندگي‌هاي متوالي» خداوند ارواح را خلق مي‌كند؛ هدف اين است كه روح شناخت و آگاهي پيدا كند تا بتواند به خدا نزديك شود (خدا آگاهي مطلق است). مدتي از دوران سير تكامل آنها روي كره‌ي زمين است؛ همه‌ي ارواح ضرب‌الاجل برابري دارند؛ هر كس بتواند در طي آن زمان، يا زودتر «واحدهاي درسي» كه روي كره‌ي زمين بايد پاس شوند، بگذراند، از آمدن به كره‌ي زمين خلاص مي‌شود. در صورتي كه در طي ضرب‌الاجل نتواند واحدها را پاس كند، مورد قضاوت قرار مي‌گيرد و بر حسب اعمال خود، در بهشت يا جهنم قرار مي‌گيرد.

در اين نظريه بهشت هدف بشر نيست، بلكه رسيدن به خدا هدف اصلي است.

در فاصله‌ي بين دو زندگي روح در برزخ تعاليم و درس‌هايي مي‌گيرد كه مطابق با زحمات و درس‌هايي است كه روي كره‌ي زمين گرفته يا خراب‌كاريهايي كه انجام داده.
ضمناً روح، در كره‌ي زمين در همان شرايطي قرار مي‌گيرد كه براي پرورش‌اش لازم است، يعني ممكن است براي من لازم باشد در اين زندگي از نظر مالي كمي در مضيقه باشم، تا صفات شكرگزاري، قناعت و ... را كه در زندگي قبلي نتوانسته بودم در خودم پرورش بدهم، رشد كنند.

در فرهنگ معين حلول روح در جمادات و آگاهي هاي معدني رسخ يا تراسخ , در قالب نباتات فسخ يا تفاسخ , در كالبدهاي حيواني مسخ يا تماسخ و سرانجام حلول روح از يك كالبد انساني به كالبد انسانيديگر نسخ يا تناسخ گفته است .

چه چيزهايي ما را بياد تناسخ مياندازد؟

1- استعدادهاي ما نشاني از تناسخ است.
2- علاقمندهاي ما در اين زندگي نشاني از تناسخ ماست .
3- ارتباط احساسي با اطرافيان ادامه ارتباط مربوط به تناسخ هاي ديگر ماست.
4- وضعيت هاي متفاوت انسانها در كره زمين نشان تناسخ و كارماست.
5- دژاوو يعني آشنا احساس كردن صحنه هايي كه مي بينيم .
6- ويار زنان باردار يعني علاقمندي ( سليقه هاي غذايي ) روحي كه منتظر به دنيا آمدن است .
7- وقتي اشتياق يا انزجاري شديد از خود بروز مي دهيم نشاني از تناسخ است .
8- بسياري از احساسات ناخود آگاه ما محصول زندگي هاي پيشين است .
9- مهارت ها و نقايص ما كه در زندگي هاي پيشين شكل مي گيرد .
01- سرعت يا كندي پيشرفت آگاهيكي انسان نشاني از وجود تناسخ است .
11- مكان و زمان تولد شما بر اساس وضعيت شما در تناسخ هاي قبل انتخاب مي شود.
۱۲-اگر امروز شما برده هستيد بايد نشاني از اين باشد كه روزي شما برده دار بوده ايد .

نكاتي در باره تناسخ :

 روح پس از طي كردن هر دوره از زندگي به درجه بالاتري از آگاهي ارتقاء مي يابد
·
 حلول به وضعيت پايين تر آگاهي از استثناء هاست و جزء موارد نادر است
·
 هر فرد قادر است در هر قرن چهار تا پنج تناسخ را پشت سر بگذارد .
·
 هر تناسخ براي آموزش جنبه اي از زندگي منظور شده است .
·
 نقش ما در هر تناسخ عوض مي شود . ( پدر به دختر كوچك , دختر به عمه , دايي به خواهر زاده و … )
·
 خانواده اي كه شما امروز با آنها زندگي مي كنيد فقط بخش كوچكي از خانواده بزرگ گذشته شماست .
·
 پيوندهاي دروني از زمان فراتر مي روند .
·
 ممكن است در رويا با يكي از زندگي هاي قبلي خود مواجه شويد .
·
 بچه ها زندگي قبلي را به ياد مي آورند و
·
 انسان ها هنگام تولد با اختلاف فاحشي از سطوح آگاهي وارد اجهان مي شوند .
·
 همه ما گذشته ايي را درون خود حمل مي كنيم .
·
 تجربه هاي قرون گذشته روحيه امروزمان را شكل مي دهد.
·
 افكار و اعمال گذشته تعيين كننده مشخصات ظاهري و همين طور اخلاق و رفتارمان است .
·
 در هر تناسخ درسهايي مي گيريم و مهارت هايي پيدا مي كنيم اما در زندگي بعدي آنها را فراموش مي كنيم .
·
 فراخواني اطلاعات زندگي هاي گذشته به ما مي آموزد كه چرا زندگي امروزمان اين چنين است .
·
 كساني كه مشكلات جسمي دارند بايد چند برابر ديگران براي عشق بورزند .
·

شناخت خودتان از درك كارما و تناسخ شروع مي شود .

« كا رما ، تنا سخ »

در اكنكار ، نامي كه جهت تأ ثيرات متقابل علت ومعلولي در زندگي اتخاذ شده است كارما مي باشد كه در دين يهود ومسيحيت آ نرا گناه نام نهاده اند .بطور ساده كارما قانون عمل وعكس العمل است .چر خة‌ كارما در نخستين تناسخ يك فرد شروع مي شود دراينجا ار باب كارما اورا درعرصة عملي قرار مي دهند كه نقطة‌شروع سير وسفر اوست درجهان هاي فيزيكي . يك اكيست كه از طبيعت دقيق قانون كارما اطلاع دارد از گزند رشكي كه سهام كساني مي شود كه قادر به درك خوشبختي ناگهاني ديگران نيستند مصون مي ماند . همه چيز در جايگاه بالحقة خود قرار دارد . تمامي اجزأ زندگي دقيقا در وضعيتي هستندكه شايستة هريك مي باشد بنابراين او مي تواند مشغول نظارت بر روند شكوفائي شخص خود باشد و روحيه اي شاداب براي خود حفظ كند . آ نچه تعيين گنندة جايگاه يك فرد در زندگي بعديش مي شود نه به اعتقاد او بستگي دارد و نه به دانشش . چه در زمين باشد وچه در يكي از طبقات بالاتر خدائي .معيار ما در اينجا اعمال وافكار فرد مي باشد . خداوندان كارما قضاوتشان را برمبناي امتيازات عملي يك فرد انجام مي دهند نه در رابطه با منظور او . جائي براي مصالحه بر سراعمال نادرست وجود ندارد . معتقد وغير معتقد مانند يكديگر قضاوت مي شوند . هر فردي مطلقا تحت محاكمه اي كاملا منصفانه و بي طرفانه قرار مي گيرد ، كه در دادگاه كارما برگزار مي شود و رأي دادگاه ، عدالت محض است . با اين وجود ماهانتا، استاد حق در قيد حيات چلا هايش را مستقيما به مكاني مي برد كه آنها كسب كرده اند . به اين ترتيب ، يك چلاي اك هرگز در مقابل اربابان كارما قرار نمي گيرد . در آ موزشهاي اك قانون كارما تعليم داده ميشود . خدا روحها را به جهان هاي پائين فرستاد تاتجربه كسب كنند و روزي همكار خدا شوند روح ها در طي زندگي هاي بيشمار در جهان هاي مادي سفر مي كنند . جائي كه در هر بار تناسخ ، عشق ، خرد ، فهم بيشتري را مي اندوزند . راه آزادي و رستگاري معنوي يافتن ما هانتا و استاد حق در قيد حيات است . او نشان دهندة راه است . هر فردي پاسخ گوي تمامي اعمال خويش است زيرا كه مي داند قانون كارما توازن كامل درهمة محتويات كارميك روح را ايجاب مي كند . هر تجربه اي، چه در روي زمين وچه در جهان هاي ديگر ، به قابليت روح در خدمت به خدا مي افزايد . هنگام مرگ يك چلاي اك در دادگاه قضاوت قرار نميگيرد زيرا كه ماهانتا اورا مستقيما به خانة جديدش كه در جهان هاي بهشتي كسب كرده است هدايت مي كند . چهار مرحله كارما براي هر يك از روحها وجود دارد . براي شروع به هر يك از روح ها يك سهم آ دي يا كارماي ازلي اختصاص داده مي شود . اين نوع كارما خصلت هائي چه مثبت و چه منفي رادر بردارد صفاتي از قبيل گونه اي تعصب ، باري از رحمت معنوي ، شهوت ، خشم ويا هر نشانة ديگري كه دلالت بر يك شخصيت يا كاراكتر قوي يا ضعيف داشته باشد .

مرحلة دوم كري يامان يا كارماي روزانه است و فرد مسئول تمامي كارهاي روزانة خود است و روزي آنرا بايد پرداخت كند و علاوه بر اندوختن آ ن مي تواند از آ نهم بكاهد . سومين نوع آ ن ، كارماي پرارابد يا كارماي سرنوشتي يا تقديري است . در پايان نخستين تناسخ خداوندگاران كارما حساب ها وسوابق روح را بررسي مي كنند و يك رأي صادر مي كنند واين عمل پس از هريك از تناسخات او انجام مي گيرد ونتيجة قضاوت تعيين كنندة بنيان كارميك براي تناسخ بعدي وي مي گردد. چهارمين گونة كارما ، سين چيت كارما است يا همان كارماي ذخيره . كه از اعتبارات وبدهي هاي زندگي گذشته شكل مي گيرد درست مثل يك حساب پسنداز در بانك : خداوندان كارما گاهي بخشي از اين كارما را براي فرد منظور مي كنند . راهي وجود دارد كه بشود گفت : چه وقتي فرد درحال دريافت كارماي ذخيره است . او در تمام زندگي در شرايط متعادل ومعيني زندگي مي كرده است كه در انواع مختلف به چشم مي خورد ولي ناگهان وارد زندگي كاملا تازه اي مي شود واما چرخة تولدمكرر از كجا آ غاز شد ؟ روح ها در حال بازي در بهشت بودند كه خداوند فقدان تجربه را درآ نها ديد . پس خدا ـ اك ـ روح مقدس به پيش تاخت تا جهان هاي ما ده ، انرژي ، زمان ومكان را آفريد و با استفاده از دوجنبة‌اساسي اك نور وصوت مجموعه اي از طبقات ، كيهان ها ، كهكشانها ، ستارگان ، سيارات ، و ساير مخلوقات را آفريد و آ فرينش به خود نظام ساختاري گرفت . تناسخ فقط از يك ديدگاه منطقي صاحب معني مي شود . اين پديده پاسخ گوي راز بسياري از عشق ها ونفرت هاي بي دليل ميان مردم است . علي رغم اين كه كسي بخواهد به تولدهاي پياپي معتقد باشد يا نه ، هر روز در صحنة نمايش آن شركت دارد و راه گريزي هم نيست . آ گاهي و قبول واقعيت پديدة تولدهاي مكرر مي تواند براي بسياري از قلب هاي د رحصار، آرامش وآ زادي را به ارمغان بياورد . اعتقاد به تناسخ شما رااز مردم متوسطي كه دور وبر شما مي باشند متفاوت مي كند مگر اينكه در جامعه اي مثل هندوستان زندگي كنيد كه آ‌نرا در متن اديان خاصة ‌خود آموزش مي دهند . با قبول اين واقعيت به احتمال زياد به فردي خود اتكاتر ومسئول تر بدل خواهيم شد هر كسي كه ذكاوت داشته باشد هر گز خود را در گرو قرض طبيعت يا قانون كارما قرار نمي هد چرا كه اين قانون در دريافت طلب هايش بسيار دقيق است . كارماي شخص در هنگام مرگ اگر هنوز تسويه نشده باشد بايد تاوان آنرا پس بدهد چه كارماي خوب چه بد هيچ كس نمي تواند كار ما را شكست بدهد بنابراين بايد در زندگي هاي بعدي يا در طول اقامتش در جهان اثير ي آنرا پرداخت كند . همين عمل در ساير طبقات هم انجام مي شود اگر شخصي به مرتبة ذهني رسيده باشد و د رآ نجا زندگي كند اما كارمائي داشته باشد كه بايد در تناسخي در طبقة اثيري پرداخت شود بايد به همان طبقه برگشته و قرضش را بپردازد بعد به طبقة ذهني بر مي گردد و براي هميشه در آ نجا زندگي مي كند .

+ نوشته شده در  دوشنبه 30 دی1387ساعت 18:11  توسط امین مرادی  | 

"Notes from the Cosmos" راجع به تغییرات عظیمی که در آینده برای کره زمین اتفاق خواهد افتاد، نوشته است که منظومه شمسی و کهکشان راه شیری وارد مرحله جدیدی از حیات خود شده اند و چرخه نوین تاثیراتش را در کرات منظومه شمسی خصوصاً کره مریخ می توان دید. او می گوید، همانگونه که مادر کره زمین هر ساله شاهد تغییرات فصول هستیم این تغییرات در بعدی وسیع تر در کهکشان نیز اتفاق می افتد و در حقیقت هر آنچه که در این عالم فیزیکی وجود دارد، بدون هیچ شک و شبهه ای دارای چرخه و فصول خاص خود می باشد."Scallion" راجع به تمدن "Atlantis" ، نظرات  جالبی را ارائه داده است، که در این بخش به نکات جالب آن اشاره می کنم. او گفته است که قاره آتلانتیس که نسبتاً قاره بزرگی بوده است در گذشته ای دور که تقریباً به 200 هزار سال پیش بر می گردد، در بخش شرقی قاره فعلی آمریکا قرار داشت و از ناحیه شمالی به قطب شمال چسبیده و بخش جنوبی آن نیز تا سواحل Chbz, Binini  ادامه داشت، از ناحیه شرقی حدود 500 مایل با جزیزه انگلیس فاصله داشت. "Scallion" می گوید؛ تمدن آتلانتیس قدمتی طولانی داشت.  بر اساس نوشته های "Playto" باستانشناس و تاریخ نگار یونانی تمدن آنها حدود 135000 هزار سال قدمت داشت و تمدن بسیار کهنی به حساب می آمد. جمعیت آتلانتیس شاهد نوسانات بسیار بود ولی در انتها به حداقل خود رسید و سپس فاجعه بزرگ اتفاق افتاد. وی راجع به پیچیدگی تمدن آتلانتیس می نویسد، قدمت طولانی این تمدن بزرگ باعث گردید که مردم آن قاره تدریجاً به تکنولوژی پیشرفته ای دست یابند که ورای تصور انسان امروزی می باشد.بر اساس آنچه که "Scallion" هنگام تجربه "OBE" ، (جدا شدن روح از جسم) کرده است و بر طبق مشاهداتش در دیگر سو ، اینگونه دیده است که تکنولوژی که ساکنان قاره آتلانتیس از آن بهره می بردند استفاده صحیح از انرژی خورشید بود، آنان با ساختن یا بدست آوردن نوعی سنگ کریستال مانندی، که تقریباً در حجم یک فولکس واگن بود و آنرا در بخش فوقانی هرم بزرگی که در آتلانتیس وجود داشت تعبیه کرده بودند، توسط این کریستال نسبتاً بزرگ نور و انرژی خورشید را جذب می کردند و توسط سنگهای کریستال مانند مسطحی که در نقاط مختلف این قاره وجود داشت آن را تقسیم کرده و الزاماً وسایل نقلیه از جمله سفاین فضائی خود را با آن انرژی هدایت می کردند."Scallion" معتقد است که تکنولوژی "Atlantians" ، در حال حاضر وجود دارد و به شکل سری مورد استفاده جماعات خاصی قرار می گیرد که مردم از آن کوچکترین آگاهی ندارند. او می گوید؛ توسط این انرژی ما می توانیم تمام مشکلاتمان که بخشاً به انرژی خلاصه می گردد را از میان برداشته و حتی توسط آن می توانیم مشکل گرم شدن کره زمین را نیز از میان برداریم حال چرا قدرتهای پشت پرده چنین کاری انجام نمی دهند را نمی دانم.او اضافه کرده و می گوید؛ جمع کثیری از افرادی که "Obe" ، را تجربه کرده اند، اکثراً خود را در مکانی یا جائی که مانند کره زمین بوده اما بسیار زیبا و رویایی است تصور می کنند غالب این افراد معتقدند که زمانی در آن مکان زندگی می کرده اند نمونه بارز آن هنرپیشه معروف هالیوود، "شرلی مک لین"، است که در تجربه "Obe" خود را در آن واقعیت تصور کرده و جزئیات شگفت انگیزی راجع به تمدن "Atlantis" در اختیار ما قرار می دهد. "Scallion" سپس راجع به تمدن مصر می گوید که در انتهای تمدن آتلانتیس، زمانی که جوامع آن دوره که شامل تمدنهای مختلفی از جمله مصریان و "Nemorians" و .... بود، احساس می کنند که زمان تغییرات بزرگ و دگرگونی فصل گونه کره زمین فرا رسیده است در واقع راه گریزی از وقوع آن نیست. لذا چند تمدن موجود تصمیم می گیرند که برای بجا گذاشتن اثری از خویش و ضمناً فرستادن پیامی به دیگر کرات، پروژه ساختن اهرام در نقاط مختلف زمین را به مورد اجرا گذارده، لذا در یک تلاش گروهی دست به ساختن اهرام می زنند، به همین جهت دامنه فعالیت آنها به کره مریخ نیز کشیده می شود که در صورت نابودی اهرام کره زمین، حداقل آیندگان اگر روزی موفق به سفر به کرات دیگر شدند توانائی پیدا کردن ریشه اصلی خود و مدارک دیگر را داشته باشند. او اضافه کرده و می گوید؛ 70 هزار سال پیش در آخرین روزهای موجودیت "Atlantis" ، زمانی که آنها یعنی ساکنان آن قاره پی برده بودند که دوران تغییرات فرا رسیده است و در پی این تغییرات همه چیز نابود خواهد شد، تلاش می کنند که توسط تکنولوژی خود جلوی حادثه در حال وقوع را بگیرند که بخاطر ترک خوردن سنگ کریستالی نوک هرم اصلی، چنان انفجار مهیبی صورت می گیرد که تحت تأثیر آن انفجار، پوسته زیر زمینی قاره آتلانتیس "Titanic plate" ، دچار حرکت می گردد و همین امر باعث نابودی سریع قاره آتلانتیس می گردد. اکتشافات اخیر در منطقه  "Binimi Island" ,  و شکاف عظیم پوسته زمین در دورانهای بسیار دور در آن منطقه تئوری وجود چنین قاره ای در 100 هزار سال گذشته را تایید می کند. به عقیده "Scallian" ، به شکلی که اکتشافات اخیر نشان می دهد ما تا 15 سال دیگر شاهد بدست آورد مدارک بسیار ذی قیمتی در رابطه با قاره آتلانتیس خواهیم شد "Scallian" سپس به وضعیت کنونی بشر بر روی کره زمین اشاره کرده و می گوید؛ دقیقاً ما در وضعیت مشابهی که برای مردمان آتلانتیس پیش آمد، بسر می بریم و تاریخ تکرار خواهد شد، همانگونه که آنان روزی متوجه دگرگونی و چرخه طبیعی کره زمین شدند ، امروزه بخشی از دانشمندان ما نیز متوجه این دگرگونی شده و به دنبال راه چاره می باشند، البته نباید فراموش کرد که این چرخه بطور طبیعی هر چند هزار سال اتفاق می افتد و بشر که دارای عمر محدود و حافظه کوتاهی می باشد را غافلگیر می کند. در هر حال دگرگونیها را می توان در حال حاضر نیز احساس کرد زیرا دگرگونی اصلی در انسانها به وقوع می پیوند و بقولی هدف اصلی همان تکامل روح بشر است که در حال تغییر است. اگر به تقویم "Maya" ، نیز رجوع کنیم سال 2012، پایان تقویم آنها می باشد و شرع دوره جدید و یا وارد شدن به دوره "Aquarious" ، که دوره صلح و توازن می باشد.Scallion ، در رابطه با پدیده "Ufo" می گوید، اینها همان اقوام آن دوره می باشند که موفق به سفرهای بین کرات شدند و اکثراً در کرات قابل حیات زندگی جدید خود را آغاز کرده اند، او می گوید، در زمان حیات "Atlantis" ساکنین آن از سه نوع وسیله نقلیه هوائی بهره می بردند که یک نوع آن دیسکی شکل بود و اصولاً برای ماموریت های کوچک از آن استفاده می گردید، نوع دیگر آن سفاین تفریحی بود که قدری بزرگ تر و آنها نیز بشکل دیسک بودند و نوع سوم که برای جابجائی مردم در سطح وسیع از آن استفاده می شد نوع سیگار شکل بود که تا 5 هزار نفر را در خود جای می داد و برای سفرهای فضائی از آن بهره می بردند.تا 50 سال آینده بشر توانائی آن را پیدا خواهد کرد که دست به سفرهای طول و دراز فضائی بزند و البته به شرط آن که این دوران بحرانی گرم شدن کره زمین را پشت سر بگذارد. به امید آن روز.....پایدار باشید....

+ نوشته شده در  دوشنبه 30 دی1387ساعت 18:9  توسط امین مرادی  | 


+ نوشته شده در  شنبه 28 دی1387ساعت 23:42  توسط امین مرادی  | 

 بسم الله الرحمن الرحيم

آزمايش قدرت روحي

يكي از راههاي آسان براي اينكه قدرت روحي خود را امتحان كنيد استفاده از يك دست كارت
بازي است.كارتها را طوري روي زمين بچينيد كه پشت آن به طرف شما باشد.حتي المكان ذهنخود را آرام كنيد . هر نوع فشار روحي ذهن را مسدود مي كند.يك كارت برداريد حس كنيد كه آن چيست؟ زياد طول ندهيد.اولين فكري كه به ذهنتان خطور مي كند احتمالا درست است.اگر هيچ احساسي نكرديد مي توانيد با سوال كردن ذهنتان را تحريك كنيد.احساس مي كنيد كارت قرمز است يا سياه؟ عكسش عكس درخت است يا دريا؟

سطح بيشتري از كارت سفيد است يا منقوش؟ شايد به طور ذهني عكس ان را تصور كنيد.سعينكنيد بارها تمرين را تكرار كنيد چون ذهن خيلي زود خسته مي شود و تمركز حواس از بين مي رود. فقط چند دقيقه تمرين در روز كافس است.باور كنيد اين كار از شما ساخته است البته نه هر بار.

.اما معمولا" آن حد هست كه شما را تشويق كند.همين تمرين را ميتوانيد با كارتهاي تاروت انجام دهيد.
طرحهاي متنوع كارتها قدرت تجسم ضمير ناخودآگاه را قوي مي كند.ممكن است فقط بتوانيد مختصري ار طرح را بگوييد.چون كارتهاي تاروت يا كارتهاي ديگر پراز نماد است.احتماب دارد مفهوم نمادين كارت به ذهنتانبرسد.در اين مرجله سعي نكنيد آن را تفسير كنيد يا به پيش بيني آينده بپردازيد.
چه براي خودتان چه براي ديگراي.تمرين با كارتهاي تاروت يا ديگر مستلزم صرف وقت استوهمچنين لازم استفرد مهارت شهودي و درك مستقيم بالايي داشته باشد.ممكن است نتيجه اغوا كننده يا نگران كننده باشد.
راه ديكري است كه سعي كنيد محتويات نامه اي را بدون باز كردن آن دريابيد.نامه را بين
انگشتانتان بگيريد يا آن را روي پيشاني خود فشار دهيد و ببينيد آيا ميتوانيد مطالب نامه را احساس نويسنده ي آن را حس كنيد.ميتوانيد همين كار را با بسته ي هديه ي تولد يا عيد انجام
دهيد.
هديه را در دستتان بگيريد و حس كنيد داخل بسته چيست؟ . اگر حدستان درست باشد دوستان و اقوام خود را ديوانه خواهيد كرد.
رنگ نيز براي پرورش مهارت روحي مفيد است .به ياد داشته باشيد هر نوع احساسي ابتدا درضميرناخودآگاه نقش مي بندد .سپس پالايش مي شود و به سوي ضمير آگاهميرود.ضميرناخودآگاه نسبت به رنگ بسيار حساس است.چند مربع رنگي از كاغذ يا پارچه

درست كنيد و هر يك را جداگانه در پاكت بگذاريد بديهي است كه پاكت بايد به قدر كافي ضخيمباشد كه بازتاب رنگ از آن پيدا نشود .يكي از پاكتها را در دست بگيريد و سعي كنيد رنگمربع داخل آن را حس كنيد.ممكن است پي بريد به طور ذاتي به سوي بعضي از رنگ ها كشيدهمي شويد.

در نتيجه راحت تر مي توانيد آنها را تشخيص دهيد.

موفق باشيد

+ نوشته شده در  پنجشنبه 12 دی1387ساعت 0:51  توسط امین مرادی  | 

چنانکه دیدیم تاریخ نقش سینی را- لابد با توجه به البسه تصاویر- حد اقل به قرن ششم قبل از میلاد متعلق دانسته اند که از این مطلب نتیجه میشود که این سینی و تصاویرآن متعلق به عصر زرتشت می باشد و این می رساند که در عهد زرتشت، زروان (زمان) که در شاهنامه به صورت زال زر (پیر زرین) دست پروردهً سیمرغ (عقاب آسمانی) ظاهر شده است، در عرصهً باورهای دینی و فلسفی ایرانیان نامی آشنا بوده است.
جالب است که زروان در شکل بالا دارای بالهایی است که آن را با سیمرغ (عقاب آسمان) معبود و هدف غایی صوفیان یکی می سازد. از آنجاییکه در گاثاها از اهورامزدا و اهریمن به عنوان دوگوهر همزاد یاد شده بنابراین چنانکه گفته میشود این امر لازمه اش اعتقاد به وجود زروان می باشد.
اصلاٌ در اوستای متأخر رسماٌ چندبار از زروان یاد شده است.موسی خورنی مورخ ارمنی عهد قباد ساسانی در کتاب خود تاریخ ارمنستان از تثلیث کرونوس (زمان) و آره گاگ (خورشید) وهپستوس (آتش) در سوی ارمنستان سخن رانده است که در اینجا کرونوس به جای همان زروان است. در سمت هندوستان معادل زروان، الهه ای به نام آدیتی یعنی [ آسمان] بیکران و بلع کننده مادر خدایان است که آن در این معنی اخیر اسطوره فرو بلعیدن کرونوس فرزندان خود را تداعی می نماید.
پیداست وجود این ایزد و الههً معادل زروان در دوسوی امپراطوری بزرگ مادی و هخامنشی لازمه اش وجود آگاهی ایرانیان از ایزد در عهد باستان بوده است. استاد هاشم رضی در کتاب فرهنگ نامهای اوستا می آورد: "قدیمی ترین مورخی که در بارهً آیین زروانی سخن گفته است؛ تئودر دومپو اِست زیسته در حدود 418- 360 میلادی می باشد که در کتابش که به دست ما نرسیده و مطابق معمول قسمتهایی از آن به وسیلهً مورخی دیگر، در اینجا به نام فتیوس در نقل قول باقی مانده است، بدین مضمون است:"تئودر در کتاب اول، از آیین ناپسند ایرانیان که زارادس (زرتشت) آورده بود سخن گفته، یعنی اعتقاد به زروان یا زورام. زارادس وی را خدای جهان می دانسته که باقضا و قدر، یا جبر و سرنوشت محض یکی بوده است.
زروان مراسمی در قربانی انجام داد تا هرمس داس (اهورمزدا) از وی متولد شود؛ اما در حالی که هرمیس داس از وی متولد شد، شیطان (اهریمن) نیز توأم وی بود. استاد هاشم رضی همچنین در کتاب آیین مغان مطالبی را در باب زروان ازحکیم یونانی پلوتارک (46 تا 120 میلادی) و ازنیک کلبی نویسندهً ارمنی صدهً پنجم میلادی نقل کرده که ما آنها را محض اطلاع می آوریم. پلوتارک می آورد:" گروهی از مردم به دوخدا معتقد بوده و باور دارند که یکی از این دو، آفرینندهً نیکی ها و آن یک خالق چیزهای بد و زیان آور است. امّا گروهی دیگر از مردم، آفرینندهً نیکی ها را خدا و آن دیگری را دیو و شیطان خوانند.
از جملهً این مردم زرتشت مغ است که پنج هزار سال پیش از جنگ ترویا می زیست. وی یکی از این دو نیرو را هرمزس و آن دیگری را آرِمنایوس (اهریمن) خواند. وی معتقد بود که هرمز روشنی محض و اهریمن را به تاریکی و ظلمت مطلق تشبیه و مقایسه باید کرد و آنگاه مهر(میترس) را واسطه ای میان آن دو دانست.
وی مردم را تعلیم داد که برای هرمزد نذور و پیشکشها تقدیم کنند برای عرض سپاس از نیکی ها و نعمت ها و برای اهریمن نذور و پیشکشها گذرانند برای دفع آسیب ها و بلایا. آنها (مغان) به هنگام مراسم نیایش اهریمن/هادس گیاهی به نام اومومی (هوم می)را در هاون می سایند و نیایش برای تاریکی به جا می آورند.
آنگاه گیاه ساییده را با خون گرگ آمیخته و درجایی دور که خورشید بدان جا نتابیده و تاریکی مطلق حکمفرما باشد برده و می پاشند. گروهی از گیاهان خوب را آفریدهً ایزد نیک می دانند و برخی را از خلقت دیو بدی. همچنین است در بارهً جانوران که گروهی چون سگ و پرندگان و خارپشت را از اثر خلقت ایزد نیک و موش آبی را آفریدهً اهریمن می پندارند. آن کسی نیک بخت تر است که در طول زندگانی بیشترین مقدار و شمار از جانوران دیو آفریده را بکشد.
میان این مردم در بارهً خدایان، افسانه های زیادی شایع است. بر آنند که: هرمزد یا روشنی مطلق و اهریمن تاریکی محض در پیکاری سخت درگیرند. هرمزد برای یاری خویش، شش ایزد هستی بخشید: ایزد نیک منشی، ایزد راستی، ایزد پادشاهی نیرومندانه، ایزد خرد، ایزد نعمت و ثروت و در پایان ایزد شادی که از هر چیز خوب به وجود آید. پس اهریمن مقابله به مثل کرد و شش دیو بر ضد ایزدان ششگانه بیافرید. آنگاه هرمزد سه بار خویشتن را به فراخی بگستراند تا از خورشید فرازتر رفت و ستاره ها را بیافرید و ستارهً سیروس (شعرای یمانی) بر ستارگان سروری بخشید.
از آن پس بیست و چهار دیو بیافرید که همه را درون تخم مرغ جای داد. اهریمن به مقابله پرداخت و بیست و چهار دیو بیافرید که به درون تخم مرغ راه یافتند و چنین شد که نیکی و بدی با هم آمیخته شد. امّا سر انجام زمانی فرا خواهد رسید که اهریمن، پدید آورندهً همهً زشتی ها و بدی ها و شرار معدو.م می شود و زمین صاف و هموار شده و زندگی خوش و خوبی برای مردم پیدا خواهد گشت و همهً مردمان نیکبخت خواهند بود و به یک زبان سخن خواهند گفت.
" روایت ازنیک که در آن به صراحت از زروان سخن رفته، از این قرار است : " مغان گویند، پیش از آن که آفرینش انجام شود، قبل از آن که آسمان و زمین و هیچ مخلوقی موجود باشد، در بسیط هستی وجودی حقیقی موجود بود که زروان نام داشت که فرّ یا بخت و تقدیر نیز خوانده می شد.
وی مدت هزارسال عبادت کرد و قربانی داد تا از او فرزندی به نام اورمزد متولد شود تا زمین و آسمان و آن چه در آن هاست بیافریند. چون هزارسال بدین طریق سپری شدف در دلش اندیشهً شک و تردید راه یافت که آیا این قربانی و عبادت و رنجم به ثمر خواهد رسید یا نه، و من دارای فرزندی به نام اورمزد خواهم شد؟ هنگامی که این اندیشهً تردید آمیز در وی راه یافت، اورمزد و اهرمن را آبستن بود وجودشان را در دل خود احساس میکرد. چون از حال توأمان آگاهی یافت، با خود گفت هر یک زودتر بیرون آیند. شاهی جهان را به او خواهم داد. اورمزد از این اندیشهً پدر آگاهی یافت و آن را برای برادرش اهریمن فاش کرد.
آنگاه اهریمن به زودی شکم پدر را شکافت و خود را در برابر پدر نمایان ساخت. زروان از او پرسید تو کیستی. اهرمن پاسخ داد که من فرزند تو هستم. زروان گفت پسر من باید درخشنده و دارای بوی خوش باشد، در حالیکه تو تاریک و بد بو هستی. در همین هنگام اورمزد نیز از شکم پدر بیرون آمد و خود را در برابر پدر نگاه داشت. زروان او را درخشنده و دارای بوی رایحهً دید و دانست که پسرش این پیکر تابان است که برای تولدش آن همه قربانی داده بود.
پس از دسته ای چوب مقدس که در دست داشت به او داد و گفت تا کنون من برای زادن تو قربانی می کردم و از این پس تو باید برای من قربانی کنی و فدیه دهی. در این هنگام اهریمن نزد زروان ایستاد و گفت تو عهد کرده بودی که هریک از ما دو زودتر بیرون آمده و به تو نمایان شویم، شاهی جهان او را دهی؛ اینک بنابر آن پیمان باید مرا شاهی دهی. زروان او را خطاب کرده و گفت ای موجود پلید، نُه هزارسال از فرمانروایی بر جهان را به تو میدهم، اما پس از آن، فرمانروایی بر عالم از آن اورمزد است و فرمان و اراده او اجرا خواهد شد.
آنگاه آفرینش در جهان شروع شد. آنچه را اورمزد می آفرید خوب و سودمکند بود و آنچه را اهریمن می آفرید، زشت و مضر می بود...." اگر در گفتار ازنیک مطابقت زروان با فّر (فّرهً ایزدی زرتشتیان یاهمان نیروانای بودائیان) درست باشد در این صورت بی هیچ شبه و تردیدی باید پذیرفت که گئوماته زرتشت یا همان گوتمه بودا پرستندهً زروان اکران هم بوده است.خود زروان در میان خدایان کهن هندو ایرانی با ویوسوت (دور درخشنده یا درخشان دور دست)/ ویونگهونت مطابقت دارد.
بدین جهت که اوّلاٌویوسوت (ویونگهونت اوستا) پدر همزادگان یمه و یمی یعنی ایزدان روز و شب یا خورشید وماه به شمار آمده است که در تعالیم زرتشتی با اهورامزدا(وارونا، ایزد آسمان شب) و اهریمن (در اصل ائیریامن یعنی ایزد آسمان روز) جایگزین گشته اند که بدین امر در ادامهً گفتار ازنیک اشاره شده است:" اما به شکلی که می گویند و زرتشتیان نیز باور دارند، اهریمن عالی ترین راه آفرینش را دریافت. می گویند وقتی که اهریمن مشاهده کرد که اورمزد آفریده های نیک را به وجود آورد، اما روشنی نتوانسته بود به وجود بیاورد، پس به اندیشه پرداخت و به دیوها گفت: اورمزد از آفرینش خویش سودی نمی برد.
این آفریده های نیک را پدید آورده، اما آفرینش وی در تاریکی است و آفریده ها در تاریکی باید به سر برند، چون او نمی تواند روشنایی را پدید آورد.
اگر آگاهی داشت، با مادر خود نزدیکی می کرد و از این نزدیکی خورشید متولد می شد و پسر او به شمار می رفت. پس با خواهر خود نزدیکی می کرد و از آن ماه متولد می شد.
آنگاه اهریمن به دیوها سفارش کرد که هیچ کس این راز را فاش نکند. تا اورمزد آگاه نشود. چون مهمی دیو (میثره؟) این را شنید با شتاب نزد اورمزد رفت و راز را برای وی آشکار کرد." در پیش کاسیان یعنی اسلاف لران و کافرها یمه با ایمیریا یا ایمرو یعنی ایزد دانای مرگ و میر خاندان پادشاهی با اهورا مزدا مطابقت داشته است. ثانیاٌ ویوسوت/ ویونگهونت در وداها و اوستا نخستین قربانی کننده و نخستین فدیه هوم آورنده به شمار آمده است. در شمار آدیتیا ها(ابدی ها) ویوسوت همچنین با مارتاندا (مرد کناری) مطابقت دارد.
دروداها فرزند ذکور ویوسوت یعنی یمه را اندومبره یعنی درخت انجیر خوانده اند و این اساس آن اسطوره ای است که می گوید بودا جهت تزکیه نفس زیر درخت پیپال (انجیر هندی) مدتی مدید به اندیشه نشست. چه پدر زرتشت /بودا یعنی سپیتمه ملقب به جمّ بوده است که در زبانهای سامی به معنی مغ (انجمنی) و در زبانهای هندو ایرانی به معنی همزاد بوده است. در اساطیر بودایی یمه نتکه (جمشید) به همراه منجوشتری یعنی ایزد خرد و دستور زبان/ اهورامزدا/ برهما خدایان بزرگ هستند.
گفتنی است از نام ویوسوت در زبانهای هندوایرانی می توانست وجه اشتقاقهایی با معانی پرندهً بسیاربزرگ آسمان و پرندهً بسیار دانا هم صورت گیرد و اینها نشانگر آنند چرا زروان/ ویوسوت به صورت سیمرغ و بالدارمجسم می شده است.
+ نوشته شده در  جمعه 6 دی1387ساعت 2:48  توسط امین مرادی  | 

وضعيت انرژيكي انسان قبل و بعد از عمل وضو را مي توان مقايسه نمود. مشاهده شده كه عمل وضو بيشتر چاكراها و نادي ها (كانالهاي انرژي) را فعال و بزرگ مي كند. در اينجا لازم مي دانيم كه مطالبي را از كتاب انرژي درماني (چو-آ-كوك سويي ) كه مترجم آن جمشيد هاشمي (آرام) مي باشند بدليل جالب و علمي بودن عينا" ذكر كنيم :
" مشاهده شد كه انجام عمل وضو بطور كلي اكثر چاكراها و كانالهاي انرژي را بزرگ و فعال مي كند . اما نكته جالب آن است كه در اين عمل , ميزان افزايش در چاكراهاي پاييني بسيار بيشتر از چاكراهاي بالاييي است . يعني اگر چاكراهاي بالايي تا 5/1 برابر بزرگتر شده اند , چاكراهاي پاييني ( قاعده اي , جنسي و نافي) به راحتي تا دو برابر و حتي بيشتر رسيده اند .
و ايشان مي نويسند كه : " در ادامه رعايت چنين آدابي است كه تجربيات خداشناسي آغاز مي شود . بررسي انرژيكي وضو , پيوند زيباي آن با فريضه اي همانند نماز را به خوبي نشان مي دهد. به هنگام پرداختن به نماز , سيل انرژي عظيمي برنمازگزار جاري مي شود. تميز بودن كانالهاي انرژي فرد و فعال بودن چاكراهاي وي , باعث مي شود تا انرژي الهي به ميزان بيشتري جذب و درك شود و بطور كلي پتانسيل نمازگزار براي مبادله ميزان انرژي بيشتر فراهم شود. لذا توصيه مي شود قبل از پرداختن به هر عمل ديگري –همانند قرائت قرآن يا دعا خواندن –با وضو باشيم . اين عمل باعث مي شود تا آنچه كه از آن قرائت يا دعا قرار است نصيبمان شود, دو چندان شود. ".
هنگامي كه نيت بر عمل وضو صورت مي گيرد (ولو در ذهن ) "ريسمان روحي" –(كه توسط روشن بينان دربالاي سر هر انسان مشاهده شده و در افراد معمولي به نازكي تار عنكبوت است ولي در افراد پيشرفته روحي تا يك سانتيمتر مي تواند ضخامت داشته باشد) درخشانتر و قطورتر مي شود. در واقع محل آن در ساهاسرارا چاكرا (چاكراي هفتم ) است و همانطور كه مي دانيم اين چاكرا سرچشمه و نقطه شروع تجلي تمام چاكراهاست. در ادامه بايد گفت كه هرچه چاكراي ساهاسرارا بيشتر باز باشد ميزان گره ها و قفلهاي شش چاكراي باقي مانده باز شده و انرژي هايشان با بالاترين فركانسهاي ممكن ساطع مي گردد. به محض اينكه چاكراي تاج كاملا" آگاه شود , كار جذب انرژي كيهاني اش به پايان مي رسد و شروع مي كند به تشعشعات انرژي بر طبق آكورد خودش.واين است آن رمزي كه مي گويند بايد هميشه نيت خير داشته باشيد. با تفكر به نيكيها و داشتن نيت پاك هر لحظه بر ميزان باز شدن ساهاس رارا افزوده مي گردد. كه با قطورتر شدن آن انرژي روحي بيشتري (شيوا) بدرون فرد وارد مي گردد (وجه خالص انرژي الهي) .
حال با شروع عمل وضو , ابتدا صورت را مي شوييم , پوست بدن قابليت جذب و نگهداري ميزان زيادي انرژي را در خود دارد . انرژي هاي اضافي كه ناشي از مشغله ها , استرسها , امواج منفي و ديگر موارد است در ان هستند. ما حداقل در روز سه بار وضو مي گيريم و با اينكار سه با ر پاكسازي صورت مي پذيرد. البته ميزان انباشت انرژي منفي در پوست صورت بدليل حساسيت بيش از اندازه آن از ساير جاها بيشتر است.
با دست كشيدن روي فكها بر چاكراي فرعي فك تاثير مي كنيم و اين عمل اثر مستقيمي روي سيستم اعصاب و حافظه دارد.از نظر علمي آب قادر است مقدار زيادي انرژي در خود ذخيره سازد .حال چرا از آب سرد بجاي گرم استفاده كنيم بهتر است علت آن اين است كه آب سرد قابليت جذب انرژي بيشتري دارد نسبت به آب گرم(آبگرم بدليل فاصله بيشتر بين ملكولي, خود حاوي مقدار زيادي انرژي است و قابليت جذب زيادي ندارد).
در مرحله بعد با هر دست روي دست ديگرآب ميريزيم. در بيان علت آن بايد گفت كه اصلي ترين كانال انرژي بدن , در اصطلاح "سوشومنا" مي باشد كه اين كانال اصلي, در ناحيه شانه ها به دو كانال فرعي تقسيم مي گردد كه در نهايت به دو دست مي رسد . در ادامه , اين كانال اصلي, در ناحيه خاجي به دو بخش ديگر تقسيم شده, وارد پاها مي گردد. در امتداد اين كانال اصلي , كانالهاي فرعي ديگري موجود است كه هر كدام به عضو و اندام خاصي بر مي گردد. در جاي جاي سوشومنا مخروط مانندهاي كوچك و بزرگي وجود دارد كه دايما" در حال چرخش هستند(چاكراها). حال ما بر آرنج(براي مردان) آب مي ريزيم و دست مي كشيم تا انتهاي انگشتان, با اين كار انرژي هاي منفي از اين كانال فرعي زدوده مي شود .حركت روبه جلو باعث تحريك اين نادي و تخليه شديد انرژي راكد و منفي در آن مي گردد . لمس كردن تا كف دست و نوك انگشتان ادامه مي يابد . به اين مي ماند كه انرژي هاي منفي را مشايعت مي كنيم تا كاملا" خارج گردد. با اين عمل هم چاكراهاي كف دست بدليل لمس سريع فعال مي شوند وهم بين انرژي هاي چپ و راست بدن تبادل و تعادل صورت مي پذيرد . در توضيح تبادل دو دست بايد گفت كه در فلسفه قديم چين , شناخت به سه مهم تقسيم مي شود :
1-يانگ : بمعني "روشنايي خورشيد"(مثبت). از خصوصيات آن خورشيد , آسمان , فعاليت , درخشندگي و خشونت است . در طرف چپ قرار گرفته و سياهرنگ است , رقم آن فرد و ساير ارقام يانگ نيز طاق هستند.
2-اين : بمعني "فقدان روشنايي " و به معني سايه , تاريكي است (منفي) . از خصوصيات آن زمين , ماه , عدم فعاليت , كدورت , نرمش و خلا است . در طرف راست قرار گرفته و سفيدرنگ است , رقم آن زوج (دو) و ارقامش جفت هستند.
3-تائو: وجود تضاد بين شب و روز, اختلاف روشنايي و تاريكي , گرما و سرما , خشكي و رطوبت مي باشد. اين قانون جوهر و چكيده عالم است.
در واقع با اتصال دست چپ وراست به يكديگر بين اين دو انرژي تبادل صورت مي گيرد .
مرحله بعد مسح سر است. با اين عمل ساهاسرارا چاكرا تحريك مي گردد . قبلا" در مورد تحريك آن وتاثيرات آن در سطور پيشين توضيح داده شده است. از ديگر تاثيرات آن مي تواند ايجاد تعادل بين نيمكره هاي چپ و راست بدن كند و به اين ترتيب در احساسات و عواطف (نيمكره راست) و نيز در تفكر و منطق متعادل گردد.
مرحله بعدي مسح پاهاست كه دو اثر دارد. اول اينكه نيمه بالايي بدن با نيمه پاييني تبادل انرژي مي كند و به اين ترتيب نوعي توازن صورت مي گيرد.
تاثير دوم آن تحريك چاكراهاي كف پاست و اين امر سبب دريافت انرژي بيشتر از زمين مي گردد . به اين طريق , يعني با تداوم وضو در كارها , چاكراهاي پاها همواره تقويت شده و لذا همواره انرژي بيشتري از طريق پاها وارد مولادهاراچاكرا و شوادهيستاناچاكرا (چاكراي جنسي) مي گردد و به اين طريق فرد كمتر دچار خستگي مي گردد. به اين ترتيب فرد داراي استحكام و قوت دروني مي گردد. فرد با خوش بيني بر روي زمين زندگي كرده, همواره شاكر و سپاسگزار خواهد بود. ورود انرژي بيشتر به مولادهارا خيلي اهميت دارد چراكه اين چاكرا اساس نيروي حيات تمام چاكراهاي بالاتر را شكل مي دهد و سرچشمه نيروي حيات است. در اين چاكرا منبع لايزال انرژي كنداليني (يانگ) وجود دارد . سوشومنا , آيدا و پينگالا كه سه كانال اصلي انرژي بدن هستند نيز از اين چاكرا شروع مي شوند.
در زير جدولي ارايه شده است (از كتاب انرژي درماني چو-آكوك سويي-ترجمه و تاليف جمشيد هاشمي ) كه تاثير وضو بر چاكرا را نشان مي دهد.
 

نوع چاكراوهاله
    قبل از وضو(سانتيمتر)
    بعد ازنيت كردن(سانتيمتر)
    بعد از وضو(سانتيمتر)
    نيم ساعت بعد(سانتيمتر)
      
هاله سر
    30
    110
    65
    70
      
هاله شانه
    25
    110
    خيلي بزرگ
    70
      
هاله شكم
    25
    110
    خيلي بزرگ
    70
      
هاله پاها
    20
    150
    خيلي بزرگ
    70
      
مولادهارا( چاكرا1)
    25
    90
    خيلي بزرگ
    50
      
سوادهيستانا( چاكرا2)
    40
    90
    خيلي بزرگ
    100
      
چاكراي منگ مين
    20
    20
    35
    15
      
چاكراي ناف
    15
    20
    40
    30
      
طحال جلويي
    35
    25
    25
    15
      
طحال پشت
    40
    5
    60
    15
      
شبكه خورشيدي جلويي(چاکرا3)
    55
    40
    80
    20
      
شبكه خورشيدي پشتي(چاکرا3)
    55
    40
    80
    20
      
قلب جلويي(چاکرا4)
    50
    50
    80
    100
      
قلب پشتي(چاکرا4)
    50
    50
    80
    100
      
گلو(چاکرا5)
    50
    50
    110
    70
      
آجنا(چاکرا6)
    50
    50
    80
    100
      
پيشاني
    20
    50
    15
    10
      
تاج(چاکرا7)
    50
    110
    140
    100
      
كبد
    35
    20
    25
    15
      
دست و پا
    40
    110
    خيلي بزرگ
    70     
در ضمن ذكر چند نكته لازم است و آن اينكه اثرات فوق زماني قابل توجه است كه ما در وضو تداوم داشته باشيم (در اين مورد علماي دين ما سفارش هاي زيادي در مورد دائم الوضو بودن دارند. ) كه به مرور اثرات آنرا آشكارا لمس خواهيم كرد.
در ضمن الان نرم افزارها و دستگاههايي هستند كه فرد از طريق آن مي تواند شكل هاله ها و چاكراهاي خود را مشاهده كند و اثرات وضو را امتحان كند و نتايج جدول فوق را به عينه ببيند. ولي اين دستگاهها و نرم افزارها بيشتر در دسترس خارجيهاست و بقول معروف : هفت شهر عشق را عطار گشت / ما هنوز اندر خم يك كوچه ايم .
با آرزوي موفقيت براي همگان و التماس دعا.


+ نوشته شده در  جمعه 6 دی1387ساعت 2:25  توسط امین مرادی  | 

 


 حدود ۲۶۰۰۰سال پیش نژاد بشر به تکنولوژی بسیار بسیار پیشرفته ای دست پیدا کردند.نوع انسان حقیقت جو و صادق بود و به نوعی عصر طلایی بشر بود.در آن زمان شکل کره زمین بسیار متفاوت بود و همچنین بود شکل انسانهای روی زمین.

 

سرزمین مادری بشر سرزمین لموریا Lemuria بود و مرکز اصلی آن کشور عظیمی به نام تلوس Telos.

 

در کنار آنها آتلانتیس Atlantis قاره ای بزرگ با تمدنی بی نهایت فراتر از آنچه تصور کنید رقیب علمی لموریا بود.

 

مردم زمین اگرچه بسیار پیشرفته بودند اما هنوز قدرت سفرهای فضایی را نداشتند...تا اینکه یک شب مردم تلوس شاهد فرود آمدن سفینه های عظیم و درخشانی از آسمان بودند.

 

بزرگنرین تاریخ شناس و دانشمند تلوس زنی بود به نام بانوی خورشید Lady of the SUn. او به فرمان پادشاه لموریا به استقبال مهمانان فضایی رفت. این مردمان سیاره ی ونوس  Venus(زهره) بودند که برای تبادل علم و دانش و با پیام دوستی به زمین آمده بودند.

 

مردم زهره با مردم زمین قراردادهای تجاری بستند و عصر جدیدی روی زمین شروع شد..اما دیری نپایید که راهبان و مذهبیان آن دوره تمدن را به انحراف کشیدند.آزمایشهای اتمی و  ژنتیکی سبب به هم ریختن کدهای ژنتیک (DNA) شدند و موجودات وحشتناک و خطرناک زمین را اشغال کردند..رحم و دوستی و صداقت از زمین رخت بر بست و انسانها مطیع امیال و شهوات زشت خود شدند.

 

زمین به اواخر عصر طلایی خود نزدیک شده بود و دوره ای که قابل مقایسه با زمان فعلی ماست باید به پایان می رسید.گناهای بشر به صورت ویرانی و طوفان و سیل بر زمین نازل شدند تا سیاره را به دوره ای بالاتر صعود دهند.

 

بانوی خورشید از مردم ونوس درخواست کمک کرد.آنها تصمیم گرفتند که فقط انسانهای پاکی را باقی مانده اند با سفینه های خود نجات داده و به زهره ببرند و مردم نادان و ناآگاه را باقی بگذارند تا هلاک شوند زیرا به اندازه ی کافی پیامبر و بشارت دهنده به آنها فرستاده شده بود و آنها راه کثیف خود را عوض نکرده بودند.

 

سفینه های ونوس زمین را به همراه انسانهای پاک ترک کردند در حالیکه مردم زمین با عصبانیت فریاد بر می آوردند که این انصاف نیست.

 

پیش از رفتن - دختر خورشید و دانشمندان ونوس تمام اسرار بشریت و دانشهای موجود را روی الواح فلزی ( از جنس تلونیوم Telunium) که هرگز از بین نمی رود برای بشر آینده باقی گذاشتند که هم اکنون زیر آب هستند و شاید در سالها ی آتی کشف شوند.

 

با رفتن سفینه ها تمام دانش و تمدن بشر از جمله قدرت پرواز-نامرئی شدن-تله پاتی-سفرهای فضایی و .... هم از بین رفتند و قاره ی عظیم آتلانتیس و لموریا به همراه ساکنینش به قعر آبها فرو رفتند.ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

منبع نوشته ی بالا؟

 

ترجمه ی بخشی از مقدمه ی کتاب ؛ اسرار خفته در مکانهای مخفی ؛ نوشته ی جرج هانت ویلیام سن  می باشد. این کتاب از مشهورترین و پر فروشترین کتابهای تاریخی و علمی غرب است که اسرار بسیاری را افشا کرده است.متاسفانه به زبان فارسی موجود نیست و نسخه ی انگلیسی آن کمیاب می باشد.  Secret Places of The Lion by George Hunt Williamson

 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

اطلاعات جنبی راجع به این مبحث:

 

لموریا در زیر آبهای اقیانوس پاسیفیک در نزدیکی قاره ی آمریکای شمالی کنونی قرار دارد. تمدن لموریا افسانه نیست بلکه توسط باستان شناسان کشف شده و باقی آن به زودی کشف  می شود   .



جای لموریا روی نقشه توسط دانشمندان مشخص شده است.

آتلانتیس سالها پیش توسط باستان شناسان شناسایی شد و همه ی تحقیقات نشان داد که این قاره در عرض چند ساعت و ناگهانی غرق شده است.برخی از نجات یافته گان با کشتی خو را به سواحل مصر کنونی رساندند و این اخبار از آنها به حای مانده است.

تلانتیس سالها پیش توسط باستان شناسان شناسایی شد و همه ی تحقیقات نشان داد که این قاره در عرض چند ساعت و ناگهانی غرق شده است.برخی از نجات یافته گان با کشتی خو را به سواحل مصر کنونی رساندند و این اخبار از آنها به حای مانده است.

این عکسها بخشی از سرزمینهای غرق شده را در زیر اقیانوس نشان میدهد.می تواند متعلق به آتلانتیس یا مو باشد.
تمدن آتلانتیس اولین بار به طور جدی توسط مردی معمولی به نام ادگار کایس شناسایی شد.مردم آتلانتیس به گفته ی خودش با او تماس گرفته و مکان قاره را مشخص کرده و اطلاعات جالبی را فاش کردند.پیش از آن افلاطون Plato فیلسوف مشهور یونانی به این قاره اشاره کرده بود.(به کتاب مکانهای اسرار آمیز جهان مراجعه شود.)


به نظر می رسد قاره ی آتلانتیس حدود 500 هزار سال پیش برای اولین بار در اقیانوس اطلس نمایان شده است، از حدود 12 تا 15 هزار سال پیش به عنوان یک قاره ی علم گرا، تحقیقاتی و هنری به اوج خود رسیده است. بر خلاف آن "لموریا" (قاره ای دیگر در اقیانوس آرام) دارای پایه و اساس مذهبی قوی بوده که ریشه در فرهنگ مردم آن داشته است. لموریا به خاطر یک سری حوادث طبیعی توسط مادر طبیعت ویران شد، ولی آتلانتیسی های جاه طلب در نتیجه ی برخورداری از دانش انرژی اتمی و فیزیک هسته ای به دست خودشان نابود شدند.

 

 

بر اساس یافته های جدید، وقتی قسمت عمده ی قاره با انرژی الکترومغناطیسی محو شد، اکثریت ساکن آن به جز تعداد اندکی که به سوی بخش هایی از اسپانیا و مصر و یوکاتان در مکزیک گریختند، کشته شدند.

 

مسلما قدرت مطلق ویرانگر است. قبل از اینکه از این فراتر بریم، اجازه بدهید شواهدی مبنی بر وجود آتلانتیس که در وب سایت www.world-mysteri.com گزارش شده است، را بررسی کنیم.

 

1: در سال 1970 هرمی توسط دکتر "رمی براون" در سواحل "باهاماس" کشف شد. دکتر براون با چهار خواص دیگر جاده، گنبده ها، ساختمان های مستطیل شکن، ابزارهای فلزی نامشخص و مجسمه ای پیدا کردند که به مجسمه ی کریستال اسرار آمیز تکیه کرده بود که دارای هرم های مینیاتوری بود. ابزارهای فلزی و کریستال ها برای آنالیز شدن به دانشگاهی در فلوریدا منتقل شدند. چیزی که کشف شد این بود که کریستال انرژی عبور داده شده از میان خود را تقویت می کرد!

 

2: جاده ها و ساختمان های مخروبه؛ که در سواحل جزیره ی "بیبینی" در سال 1960 توسط عکس ها و گزارش های منتشر شده از سفر تحقیقاتی دکتر "مانسون" پیدا شده اند.

 

همچنین عکس های مشابهی از مخروبه های زیر آب در باهاماس گرفته شده است. از مخروبه های مشابهی نیز در مراکش عکس گرفته شده که 50 تا 60 فوت زیر آب است.

 

3: هرم عظیمی با یازده اتاق در اعماق ده هزار فوت زیر آب در وسط اقیانوس اطلس به کریستالی بسیار بزرگ در بالای آن گزارش شده است. (توسط تونی بلنک)


 

4: گزارش 1977 مربوط به یک هرم بزرگ یافته شده در کایسال باهاماس، حدود 150 فوت زیر آب.

 

هرم تقریبا حدود 650 فوت ارتفاع داشت. به طور اسرارآمیزی آبی که آنجا را احاطه کرده بود، توسط آب جوشان سفیدی که از سوراخ های موجود در هرم بیرون می زد؛ روشن می شود و به وسیله ی آب سبز رنگی احاطه شده بود؛ درحالی که در همه جای اقیانوس سیاهی بود.

 

5: یک شهر غرق شده حدود 400 مایلی پرتغال به وسیله ی فردی روسی به رهبری "ادریس استورا" کشف شد؛ با ساختمان هایی که از سیمان و پلاستیک خیلی محکم ساخته شده بود.

 

او گفته است که بقایای خیابان ها نشانگر این است که از مونوریل ها برای حمل و نقل استفاده می کردند. اون همچنین مجسمه ای را از آنجا بیرون آورده است.

 

آتلانتیس سه فاجعه بزرگ در تاریخچه ی خود داشته است؛ اولی حدود 500 هزار سال پیش، دومی حدود 25 هزار سال پیش و سومی که تمدن آن ها را نابود کرد حدود 12 هزار سال پیش بود.

 

انحراف قطبی موجب فشار آوردن بر قوه ای از زمین می شود و جا به جایی در سیاره زمین سبب بروز شکافی در بین قاره ها می شود، لموریا و آتلانتیس هر دو به علت کج شدن قطبین غرق شدند و در نتیجه آن سطوح وسیعی از کره ی زمین به اعماق آب فرو رفت.

 

ساکنین آتلانتیس انرژی الکترومغناطیس و جاذبه ای را آزمودند که یکی از دلایل اصلی این ویرانی بوده است. انحراف قطبی می تواند سبب فوران آتشفشان ها، زلزله و سبب مهاجرت یا پراکندگی جزیی در جمعیت ها بشود، اما این انحراف بزرگترین فاجعه در تاریخ کره زمین بود.


زندگی در آتلانتیس:

 

فرضیه های بسیار زیادی در مورد نحوه ی زندگی آتلانتیسی ها وجود دارد. ما می دانیم که آن ها اساسا از لحاظ طبقاتی به دو طبقه تقسیم می شدند.

 

شهروندان متمول و برده ها. البته آنان قانون گذاران و انجمن های مخلتفی از مهتران و مشاوران داشتند که همه آن ها شامل طبقه شهروندان بودند. اکثر آن ها نسبتا متمول بودند. شاید قسمت عمده ی حقیقت این بود که طبقه بردگان نیز وجود داشتند. جالب است با برده ها خوش رفتاری می شد و به هوش آن ها احترام گذاشته می شد. در حقیقت طبق استاندارد امروزی آنان جزء طبقه متوسط محسوب می شدند و بعضی از آن ها ثروت سرشار داشتند. آتلانتیس یک تمدن سهل گیر بود و همه در نعمت های آن شریک بودند.

 

ساکنین قاره ی گم شده دارای طول عمر 800 ساله بودند و قد آن ها حدود 250 تا 370 سانتی متر بود. ممکن است فکر کنیم این افراد غول پیکر زایده ی تخیل باشند اما باستان شناسان هنگامی که بیش از دوازده اسکلت با قدی حدود 250 تا 370 سانتی متر را در مکان های مختلف در سراسر جهان پیدا کردند، شوکه شدند.


علاقه آتلانتیسی ها به فرهنگ و هنر در زندگی آنان تاثیرات ویژه ای داشت. آن ها همچنین در زمینه تکنولوژی بسیار پیشرفته بودند. پیشرفت چشمگیری که وقتی ز کنترل خارج شد، آنان را به نابودی کشاند مردم قاره گمشده زمانی به دنبال کارهای خلاقانه مانند فلسفه، نویسندگی، مجسمه و پیکره سازی و نقاشی بودند. اما به تدریج به سوی صنعت گرایش پیدا کردند و به شدت مادی و تجاری شدند.

 

آن ها در زمینه تکنولوژی آن قدر پیشرفته بودند که امروزه حتی انسان ها نمی توانند رویای آن را بپرورانند. به عنوان مثال آتلانتیسی ها کامپیوتری را به کار می بردند که نه تنها اطلاعات را در حافظه اش نگهداری می کرد بلکه بر اساس منطق استقرایی و قیاسی قضاوت های ملموسی انجام می داد. به علاوه قسمت عظیمی از تکنولوژی آنان به بررسی صور مختلف انرژی اختصاص داشت. آنان نیروی جاذبه را مهار کردند و به طور تجربی و تفریحی نیروی الکترومغناطیسی را آزمودند و با به کارگیری کریستال های بزرگ و کوچک از آن ها برای متمرکز کردن انرژی استفاده کردند.

 

متاسفانه بسیاری از دانش و اطلاعات آنان از نظر ما برای همیشه از دست رفته است. آنان همچنین قدرت اتمی و نیروهای رادیواکتیو را در اختیار داشتند.

 

بسیاری از نظریه پردازان معتقدند که آتلانتیس محل تجمع مهاجرانی از فضا بود. شاید چون متعلق به سیاره دیگری بودند می دانستند که چگونه از میدان جاذبه زمین استفاده کنند. آنان اتومبیل های هوایی داشتند، ماشین هایی با نیروی هسته ای و دستگاه هایی داشتند که تمام شهر را سرد یا گرم می کردند. آنان در مورد اتمسفر اطلاعات زیادی داشتند که قادر بودند توسط ماشین های یونیزاسیون قدرتمند اتمسفر را کنترل کنند. آنان کسانی بودند که را ورود به مثلث برمودار را ساختند. همچنین قادر بودند وضعیت آب و هوا، زلزله و فوران آتشفشان ها را کنترل کنند.

 

آتلانتیسی ها باغ ها و آبراهه های حیرت انگیزی تقریبا شبیه به یک سیستم کانال،داشتند که از میان و اطراف بسیاری از شهر ها عبور می کرد. خانه ها و ساختمان های عمومی آنان از لحاظ زیبایی فوق العاده چشمگیر بود. عده ی زیادی در ساختمان های هرمی شکل زندگی می کردند. آتلانتیسی ها همچنین ماشینی برای تجدید حیات بدن داشتند، به وسیله ی عبور انرژی الکترومغناطیس از درون کریستال ها آن را به کار می بردند که در طول عمر تاثیر به سزایی داشت، چنانکه قبلا گفته شده طول عمر در آتلانتیس معمولا خیلی زیاد بود. به علاوه آنان از این ماشین برای تشخیص علت بیماری استفاده می کردند. مریض ها به تالاری منتقل می شدند و ماشین می توانست اورای (یک نوع بیماری) شخص را بخواند و با اشعه ایکس مغناطیس عکس بگیرد.

 

از اندام های مصنوعی در هنگام نیاز برای پیوند استفاده می شد اما در پایان، هنگامی که تمدن آنان به تباهی کشیده شد، به روشی باورنکردنی و خطرناک شروع به آزمایش بر روی حیوانات و انسان ها کردند حتی به جایی رسیدند که سعی داشتند انسان و حیوان را به هم بیامیزند.

 

همچنان که زمان به پیش می رفت، آتلانتیسی ها از فناوری خود نه تنها برای بهبود و جوان ماندن بلکه برای بدست آوردن قدرت بیشتر استفاده می کردند.

 

از آنجا که همه چه کوچک و چه بزرگ طمع داشتند تا توانایی خود را افزایش دهند؛ آنان نیز شروع به استفاده از کریستال ها برای تقویت فناوری خودشان و مبادلاتی برای دست یافتن به چیزهایی بهتر و بزرگتر کردند. به نظر می رسد بعد ها از قدرت کریستال برای اهداف نظامی و ویرانگر استفاده کردند.





+ نوشته شده در  دوشنبه 4 آذر1387ساعت 21:47  توسط امین مرادی  | 

عدد از مفاهیم پایه ریاضیات است. در آغاز صرفا برای شمارش و اندازه گیری به کار میرفت ولی بعدها ریاضی دانان مفاهیم آن را توسعه دادند و مفهوم عدد صفر، عدد منفی و عدد موهومی و عدد مختلط را ابداع کردند. البته عدد را نباید با رقم اشتباه گرفت. رقم نشانه ای است که برای نوشتن عدد به کار میرود.

 

تاریخ اکتشاف عدد و مکان آن به درستی مشخص نیست ولی مسلم است که دوره ای از تاریخ وجود داشته که در آن انسان عدد را نمی شناخته و دلیل بر این امر وجود قبایلی است که تا امروز نیز عدد را نمی شناسند مگر به شکل ابتدایی. مانند قبایل زولو Zoulou و پیگمه Pygmees در افریقا، اراندا Aranda و کامیلارای Kamilarai در استرالیا، ابوریجن Aborigenes در جزایر مورای Murray و بوتوکودو در برزیل. Botocoudo

 

به عقیده برخی سومریها اعداد را در ۳۳۰۰ سال قبل از میلاد مسیح کشف کردند و اعداد سومریها قدیمیترین اعداد در تاریخ محسوب میشود.

 

در آغاز عدد به صورت محدود وجود داشت. حتی عدد را تا ۲ بیشتر نمیتوانستند بشمارند. برای عدد، مرزی داشتند. برای نمونه زمانی در بسیاری مناطق، مرز شمارش عدد ۶ بود. آنها تا ۶ می شمردند و پس از آن را می گفتند :«بسیار». هنوز هم در بسیاری زبانها هفت به معنی بسیار است. در زبان فارسی ضرب المثلی هست که می گوید: «هفت بار گز کن، یکبار پاره کن» در این مثل، منظور دقیقا هفت بار عمل کردن نیست بلکه منظور این است که پس از عمل «بسیار» نتیجه بگیر. در زبان روسی نیز ضرب المثلی هست به این مفهوم که « هفت نفر منتظر یک نفر نمی مانند» که باز هم منظور این است که تعداد زیادی منتظر یک نفر نمیمانند. همچنین در داستانها، هفت دریا، هفت سرزمین، هفت آسمان و ... همگی به معنای بسیار به کار رفته اند.

 

نماد و عدد

 

کارل گوستاو یونگ (روانکاو و روانشناس سوییسی ۱۹۶۱-۱۸۷۵، مؤسس مکتب روانشناسی تحلیلی که شاخه ای از روانکاوی فرویدی است) می گوید: «واژه یا تصویر زمانی یک نماد است که متضمن چیزی در ماوراء معنای آشکار و مستقیم خود باشد. نماد دارای جنبه ای وسیع و ناخودآگاه است که هرگز نمیتوان به طور دقیق آن را تعریف یا توصیف نمود. ما نیز امیدوار نیستیم که بتوانیم آن را توصیف یا تعریف کنیم.

 

در ادبیات، دین و فرهنگ سرزمینهای گوناگون از گذشته های دور نمونه های نمادین فراوان دیده میشوند. این نمادها شامل اعداد ( سه، چهار، هفت و ...) و عناصر شامل ( آب، باد، خاک و آتش ) و ستارگان و ... میشود.

 

در بخش نمادین فرهنگهای مختلف جهان مجموعه ای از نمادهای رنگی، عددی، نجومی و ... درکنار یکدیگر قرار گرفته اند و به آفرینش ادبی آن ساختاری جذاب و گاه با مفاهیم بلند عرفانی بخشیده اند. از آن جمله عدد هفت که پایه ای اسطوره ای و مقدس دارد.

 

 


هفت

 

هفت از سه حرف تشکیل شده است: «ﻫ » که میتوان آن را هستی، «ف» فرسایش و «ت» تباهی و نابودی معنا کرد.

 

هفت در لغت به معنی زمین هموار، باران زود بارنده و نیز به معنی از سبکی پریدن و سخن بسیار و بی اندیشه گفتن است.

 

هفت عددی معروف است مابین دو عدد شش و هشت که جزء اعداد اول بوده و غیر از صفر و یک و خودش به هیچ عدد دیگری قابل تقسیم نیست، شاید بدین سبب است که هفت را عدد باکره نیز می نامند.

 

عدد هفت جامع جمیع اصناف عدد بوده و کامل است، کمال بالاتر از اتمام میباشد و عدد شش نزد حکما عددی تام است، وقتی اصل عدد را که یک است با آن جمع کنیم هفت که عددی کامل است به دست می آید.

 

هفت نماد پیچیدگی و تودرتویی است. حاکی از بطن در بطن بودن خلقت، زمین، آسمان و هر آنچه که عمیق و ژرف و وسیع است میباشد. هفت سمبل مراتب کمال و تعالی است.

 

هفت عدد عالم و نشانه کمال است که از مجموع «سه» نماد آسمان و «چهار» نماد زمین به وجود می آید و نخستین عددی است که هم مادی و هم معنوی می باشد.

 

هفت یعنی امنیت، ایمنی، آرامش، وفور، اتحاد مجدد، سنتز و بکارت.

 

در لغت نامه دهخدا ذیل عدد هفت چنین آمده است: « هفت، عددیست معروف، که از دیرباز مورد توجه اقوام مختلف جهان بوده است. اغلب هفت را در امور ایزدی و نیک و گاه در امور اهریمنی و شرّ به کار می گرفتند. وجود بعضی عوامل طبیعی مانند تعداد سیاره های مکشوف جهان باستان و همچنین رنگهای اصلی مؤید رجحان و جنبه ماوراء طبیعی این عدد گردیده است. قدیمی ترین قومی که به عدد هفت توجه کرده قوم سومر است زیرا آنان متوجه سیارات شدند و آنها را به صورت ارباب انواع می پرستیدند

 

 


عدد هفت در اسلام

 

 

در آیاتی از قرآن به عدد هفت اشاره شده است، برای نمونه :

 

" اوست آن کسی که آنچه در زمین است همه را برای شما آفرید، سپس به آفرینش آسمان پرداخت و هفت آسمان را استوار کرد و او به هر چیزی داناست. سوره بقره، آیه ۲۹

 

"ای یوسف! مرد راستگوی! در باره این خواب که هفت گاو فربه را هفت گاو لاغر میخورند و هفت خوشه نیرو را هفت خوشه خشکیده، به ما نظر ده. سوره یوسف، آیه ۴۳

 

"دوزخی که برای آن هفت در است و از هر دری بخشی معین از آنان وارد میشوند.

 

سوره حجر، آیه ۴۴

 

"آسمانهای هفتگانه و زمین و هر کس که در آنهاست او را تسبیح میگویند.

 

سوره اسراء، آیه ۴۴

 

 

 

هفت صفات پروردگار عبارت است از: حیات، علم، سمع، بصر، کلام، ارادت، قدرت

 

هفت صفت در غالب توجیه انسان: زنده، دانا، شنوا، بینا، گویا، توانا، خواهنده

 

هفت اسماء اولیه الهی: حیّ، عالم، مرید، قادر، سمیع، بصیر، متکلم

 

هفت رکن نماز: نیّت، تکبیره الاحرام، سجود، قیام، رکوع، تشهد، سلام

 

هفت مکان مقدس: مکه، مدینه، نجف، کربلا، کاظمین، سامره، مشهد

 

هفت مناسک حج: احرام، طواف، سعی، عرفات، منی، رمی، ذبح

 

هفت غسل واجب: جنابت، حیض، نفاس، استحاضه، مس میت، میت، غسل به واسطه نذر و دعا

 

هفت چشمه بهشت: کافور، کوثر، سلسبیل، تسنیم، معین، میم، زنجبیل

 

هفت دوزخ: سقر، سعید، لفی، حطمه، جحیم، جهنم، هاویه

 

هفت موضوع قرآن: وعد، وعید، وعظ، قصص، امر، نهی، ادعیه

 

هفت موضع بدن: روح حیوانی، عقل، باصره، سامعه، ذائقه، شامه، لامسه

 

هفت قلعه خیبر: کتیبه، ناعم، شق، قموس، نطاه، وطیح، سلالم

 

هفت قاری معروف قرآن در زمان پیامبر: حضرت علی (ع)، ابی بن کعب، زید بن ثابت، ابن مسعود، عثمان بن عفان، ابوالدرداء، ابوموسی اشعری

 

تیمم بر هفت چیز صحیح است: خاک، ریگ، کلوخ، سنگ، گل پخته، آجر، کوزه

 

هفت گناه کبیره: شرک به خدا، ظلم به پدر و مادر، تهمت ناروا، قتل، فرار از جنگ، خوردن مال یتیم، زنا

 

هفت عضو بدن که در هنگام سجده به زمین میرسند: پیشانی، دو کف دست، دو زانو، دو سر انگشت شست پا

 

هفت فرشته ایام هفته: اوریاییل، جسدیاییل، شماییل، رفاییل، عناییل، جبراییل، عزراییل

 

هفت پادشاه جن: مذهب، مره، احمر، برقان، شمورش، ابیض، میموم

 

هفت چیز در حال نماز از شیطان است: وسواس، چرت زدن، روی از قبله برگرداندن، خون دماغ، خمیازه، خارش بدن، با چیزی بازی کردن (گروهی شک و اشتباه را هم ضمیمه کرده اند)

 

هفت بار طواف کعبه، رمی جمره با هفت سنگ بر شیطان، هفت بار سعی میان مروه و صفا، هفت بار تطهیر، هفت دروازه برای بهشت و دوزخ، هفت سلام قرآن، هفت آیه سوره فاتحه (فاتحه الکتاب) و ... از نمونه های استفاده از این عدد رمزآلود و مقدس میباشد.


+ نوشته شده در  شنبه 2 آذر1387ساعت 18:18  توسط امین مرادی  |